شنبه بیست و دوم تیر 1387
شروعی دوباره
وبلاگ لابراتوار پزشکی دوباره شروع به کار می کند اما اینبار با طرح
موضوعاتی جدید از قبیل دست نوشته های شخصی یک دانشجو ،طنز، عکسها،خاطرات
،مجموعه دل نوشته ها مطالب جدید به خصوص در زمینه ی اینترنت و بحث روز و
همچنین نگاهی دیگر و جدید تر به جامعه آزمایشگاهی امروز و هر آنچه که به
نحوی باعث کاربردی تر شدن این وبلاگ میشود.
و اما مطلب امروز:جنگ
توی عکسهای flickr رو که داشتم نگاه می کردم به یه سری عکس در باره ی جنگ برخوردم و تصمیم گرفتم متن امروز وبذرباره جنگ باشه البته عکسه ارو در انتها براتون میذارم.
خوب اصلا بیاین بیبینیم جنگ چی هست به چه کار و اصلا برا چی شروع میشه مطالب زیر عیتا از سایت ویکی پدیا برداشت سده که توجهتون رو به اونا جذب می کنم:
و اما مطلب امروز:جنگ
توی عکسهای flickr رو که داشتم نگاه می کردم به یه سری عکس در باره ی جنگ برخوردم و تصمیم گرفتم متن امروز وبذرباره جنگ باشه البته عکسه ارو در انتها براتون میذارم.
خوب اصلا بیاین بیبینیم جنگ چی هست به چه کار و اصلا برا چی شروع میشه مطالب زیر عیتا از سایت ویکی پدیا برداشت سده که توجهتون رو به اونا جذب می کنم:
- «آغاز و پایان جنگ توسط خون صورت میگیرد.»
- «آماده شدن برای جنگ یعنی نگاهداری صلح.»
- «آنچه را که دشمن علیه آن میجنگد، باید مورد حمایت ما قرار گیرد؛ آنچه را که مورد حمایت دشمن است، باید علیه آن مبارزه کنیم.»
- «صلح در کلبهها، جنگ در کاخها»
- «قحط و بیماری در مقام مقایسه با جنگ چیزی نیست، زیرا خود این دو نیز زائیده عواقب وخیم و ناهنجار جنگ هستند.»
- «قدرت در روزگار ما بیمقصد، بیمسؤولیت و حتی بیخواست و آرزو است. قدرت چیزی جز خود را نمیخواهد و قدرتی که در پی دستیابی بهقدرت است، مصداق بارز «نهیلیسم» است و این است فاجعه بزرگ روزگار ما که در جنگها، اشغالها، آوارگی انسانها، پایمال کردنِ حق و حقوق ملتها و ترور و خشونت تجلی میکند و این است راز و رمز مصیبتی که در اثر استخدام علم، هنر و دین توسط قدرت و اشتهای سیریناپذیر قدرتهای ریز و درشت روزگار ما برای استیلا برآنچه آن را «غیرخودی» و «دیگری» میدانند نصیب ما شدهاست و جهان ما را ناامن و از نعمت محبت و همدلی محروم کردهاست.
- و ...
- خلاصه کلام اینکه می خواستم بگم وقتی به این عکسها داشتم نگاه میکردم (عکسهای جنگ عراق) خیلی ناراحت شدم اما در کل وقتی تصور میکنم یه خانواده که با یه خمپاره می تونه نیست و نابود بشه یا گریه یه دختر بچه که صورتش از سیاهی و کبودی دیگه قابل تشخیص نیست چهره ی یک شهر خراب و ویران شده مادرهایی که به خاطر از دست دادن بچه هاشون دارند دیوونه وار تو خیابونها میدووند و خودشون رو به ؟آب و آتیش می زنند چه احساسی میتونه به آدم بده واقعا نمیشه این موجود دوپا رو درک کرد تا چه حد می تونه یک انسان قصی القلب باشه من نمی دونم این سازمان ملل مثلا داره چیکار میکنه اما هر چی هست می دونم این یه تشکیلات فرمالیته است که غرب هم بیخودی داره به اون مینازه ویا به عبارتی منشور سازمان ملل!
- اما دید شما چی باشه خدا می دونه نظراتون روبا جون دل میخونم منتظرم.
- اما اینم عکسها:
نوشته شده توسط داود رجبیان در 11:19 | | لينک به اين مطلب











